دست و دل بازترین شاعر شبهای كویر
خسته ام. جا زده ام. بی كسی ام را بپذیر
باز یك كاسه غزل. كوزه لبریز جنون
و حصاری كه تو باشی و همان كلبه متروك و حصیر
چینی نازك تنهایی من را با شعر
امشب از بازترین پنجره ها قرض بگیر
كاش امشب غم طوفان زده ام سر می رفت
دل به دریا بزنم. خواب تو می شد تعبیر
صبر كن فرصت یك جام دگر ندبه بخوان
پشت بام غزل خرد مرا كن تعمیر
راستی دیر شده تیشه فرهاد كجاست؟
نكند دیر بجنبم. برسم با تاخیر؟؟
خسته ام. جا زده ام. بی كسی ام را بپذیر
باز یك كاسه غزل. كوزه لبریز جنون
و حصاری كه تو باشی و همان كلبه متروك و حصیر
چینی نازك تنهایی من را با شعر
امشب از بازترین پنجره ها قرض بگیر
كاش امشب غم طوفان زده ام سر می رفت
دل به دریا بزنم. خواب تو می شد تعبیر
صبر كن فرصت یك جام دگر ندبه بخوان
پشت بام غزل خرد مرا كن تعمیر
راستی دیر شده تیشه فرهاد كجاست؟
نكند دیر بجنبم. برسم با تاخیر؟؟
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 11:3  توسط محمدرضا عاشق
|
