تا که بودیم هیچ کس قدر ندانست
کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر ان شیشه بدنید که هست
نه در ان لحظه که افتاد شکست
لبخند زدی و اسمان ابی شد
شب های قشنگ مهر ..مهتابی شد
پروانه پس از تولد زیباییت
تا اخر عمر غرق بی تابی شد ......
من از این پس به همه عشق جهان می خندم
به هوس بازی این ساده دلان می خندم
من از آن روزی كه دلدارم رفت
به غم و سادگی این بی خبران می خندم

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .
اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون
بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم
و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي
پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده.وقتي كه
دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش
گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو
.پسره
با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :
مراقب چشماي من باش!
ميزی برای کار ٬
کاری برای تخت ٬
تختی برای خواب ٬
خوابی برای جان ٬
جانی برای مرگ ٬
مرگی برای ياد ٬
يادی برای سنگ ٬
اين بود زندگی
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
و این سان خواب ها را با توزیبا می کنـم هرشب
تبــی این کــاه را چون کوه سنــگین می کند آنگاه
چه آتــش ها که در این کوه بر پا می کنم امشــب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جــنون خود مــدارا می کــنم هــر شب
دلــم فریـــــاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بــی آزاربا دیوار نــجوا می کــنم هـــر شب
کجا دنــبـــال مفــهومی برای عشـــق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
سخت است که می نوش کسی دیگر بود
شمع شب خاموش کسی دیگر بود
با یاد کسی که دوستش می داری
عمری در اغوش کسی دیگر بود

تو خراب من الوده نشو...

آدمک مرگ همين جاست ٬بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست ٬بخند
دست خطي که تو را عاشق کرد
شوخي کاغذي ماست٬بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گريه چه زيباست ٬بخند
صبح فردا به شبت نيست که نيست
تازه انگار
آدمک آخر دنياست ٬بخند
که فرداست ٬بخند
راستي آنچه که يادت داديم
پر زدن نيست که درجاست ٬بخند
آدمک نغمه ي آغاز نخوان

وقتی که می رفتم فکر تو راحت بود
تکرار اسم من از روی عادت بود
وقتی که میرفتی ار غصه وا موندم
مرگم چه زودم بود فردا رو جا موندم
دلخور نشو از من از این که دلتنگم
من با خودم قهرم با تو نمیجنگم
از دست خود رفتم از دست تو دورم
از دوستانی که نظر دادن ممنونم اگه دوست دارین آیدی منو ادد کنین

حالا که تو با منی
میچرخم ناگهان
گل رز! براستی گل رزی؟
ياسنگی ميان ديگر سنگها؟
تو، ای زمان زبان نفهم
میترسانی و ميرنجانی چرا؟
هستی همين که میگذری
و همين زيباست همين.

